خرید بک لینک

شب شد که باز نغمۀ مستانه سر کنم

پیمانه پُر ز بادۀ خونِ جگر کنم

شب شد که باز آهِ جهانسوز برکشم

تا آهِ قلبِ سوخته را با اثر کنم

شب شد ز عشق، سر، سرِ زانوی غم نهم

دامن ز اشکِ دیدۀ تاریک، تر کنم

شب شد که باز گوشۀ تنهای تارِ خویش

آه و فغان ز گردشِ دورِ قمر کنم

شب شد که باز یادِ دل و خاطرات آن

عقدِ سرشک ریزم و خاکی به سر کنم

شب شد که باز بی دل و بیدار و بی قرار

با خود حکایتِ غمِ دل را سمر کنم

شب شد که باز غمزده و زار و دلفکار

روی طلب به جانبِ اهل نظر کنم

شب شد که باز بر درِ میخانۀ امید

مست و خراب در حرمِ دل گذر کنم

شب شد که باز نالۀ صابر شود بلند

گوید که روی دل به جهانِ دگر کنم

برچسب: نویسنده: سام رادمنش تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:16

صفحه بندی