خرید بک لینک

خسته و وامانده گشتم زیرِ بارِ زندگانی

تا به کی باشد به دوشِ جانِ من بارِ نهانی

هست این بارِ نهانی غصه و اندوه و ماتم

می خورم خونِ دل و زهرِ فراق از ناتوانی

تاب و آرام و توان و طاقت و صحت ندارم

قامتم خم گشته از بارِ بلای آسمانی

قاصدِ مرگ است موهای سپید و چینِ صورت

موسم پیری رسید و رفت فصلِ شادمانی

مشتعل شد تار و پودِ روح و جسم و قلب و جانم

آتشی زد داغ و غم بر قلبِ من عهدِ جوانی

صابرِ کرمانی دلخسته را از غم رها کن

نیست دیگر از برایش خرّمی و کامرانی

برچسب: نویسنده: سام رادمنش تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 16:58

صفحه بندی