خرید بک لینک

من روی دل به کعبه صدق و صفا کنم

تا خویش را ز حیله دنیا رها کنم

خون می خورم ز ساغر دل صبح و عصر و شام

ترک ریا و ظلم و خطا از صفا کنم

سرمست و باده نوش و خراباتی و خراب

مستانه رو به قبله عشق خدا کنم

وارسته دل ز هستی موهوم رسته ام

روی طلب به چشمه آب بقا کنم

خواهم حیات و زندگی جاودانه ای

خود را به راه مهر و محبت فنا کنم

رند و غزل سرا و سخندان و عارفم

بر شاخسار گلشن عرفان نوا کنم

در آستان مرگ که نامش بود حیات

صابر شدم به راه وفا جان فدا کنم


برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۵۶۵

برچسب: نویسنده: سام رادمنش تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1396 ساعت: 12:03

صفحه بندی