صابر كرماني

متن مرتبط با «اهل دل» در سایت صابر كرماني نوشته شده است

اهل وفا

  • نیلوبلاگ

    فرمانبر دیوان قضا باش و رضا باشاز خود بگذر بنده تسلیم خدا باشایمن ز حسودان بداندیش نباشیبگذار که از حقد بمیرند رضا باشپا بر سر هستی بزن و خرم و دلشادآسوده و راحت ز غم و چون و چرا باششرط است که تا محو شوی محو محبتغواص به دریای محبت ز صفا باشوارسته و آزاد و خدابین و وفاکیشبر کام بنه گام عمل، کامروا باشاز عجب و ریا بگذر و با خاطر خشنودمسرور و وفاپیشه و فارغ ز ریا باشعاشق ز جهان گذران کامروا رستگوید ز ولا بارکش بیم و بلا باشخواهی که شوی عالمِ اسرارِ حقیقتصابر به درِ دیرِ مغان اهلِ وفا باشبرچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۳۳۳ بخوانید...

    ادامه مطلب
  • عشقِ صاحبِ دل

  • نیلوبلاگ

    نه اعتنا به سکندر نه جام جم دارمنه جاه و منصب و نی سکه و درم دارمبود مطابقِ اندوه نامِ نامی حقدلی ز غصه و اندوه پُر الم دارمنبوده بهره و عیشی به مُلکِ پیدایشکنون به اصلِ دو عالم رهِ عدم دارممکانِ اصلی روح و روان به عرشِ برینز ترکِ جان و بدن کی فغان و غم دارمبه عشقِ صاحبِ دل میکنم قیام و سجودخوشم دلی ز صفا، پاک و محترم دارمچه هوده مُلکِ جهان در تصرفم باشدچو لطفِ ذاتِ الهی بود چه کم دارمز لطف و رحمتِ سلطانِ جان شدم صابرنظر به لطف و کراماتِ ذوالکرم دارمبرچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۴۶۲ بخوانید...

    ادامه مطلب
  • آرامدل...

  • نیلوبلاگ

    ته جرعهکشِ پیرِ خراباتِ مغانمآرامدل از جانبِ آن جانِ جهانماز اَمرِ ولی رهروِ راهِ ملکوتمذکرِ علی و آل علی، وردِ زبانمباشد به سماواتِ ولا سیرِ عروجیبا شهپرِ عرفان و ولا، پر زده جانمخاکِ قدمِ یار بود سرمه چشممنامِ خوش او ذکرِ دل و شهدِ دهانمتسلیم به امرش شدم و هیچ نگفتمتا ساغر و پیمانه دهد پیرِ مغانمهو حق علی از عالم بالا بشنیدمپرواز به لاهوت کند مرغِ روانمعلم و عمل و شیوه اخلاص طلب کناین است کلامِ دل و اندرز و بیانمصابر ثمر از عمرِ گرانمایه چه بردیکمتر بنما شکوه که زار و نگرانمبرچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۵۵۶ بخوانید...

    ادامه مطلب
  • روشندلم ز نور ولایِ تو یاعلی

  • نیلوبلاگ

    دم میزنم زِ عشق و ولای تو یاعلیسر مینهم زِ صدق، به پای تو یاعلیبر لوح دل بهغیر جمالِ تو نقش نیستواصل شدم به فیضِ لقای تو یاعلیدارد بس افتخار به شاهانِ تاجدارهر بندهی فقیر و گدایِ تو یاعلینامت علی و یکصد و ده هست در عددنصفش مجیب و ذکر و دعای تو یاعلیخمسش حبیب و عُشر بود اسم ذات هوبرپا بود جهان ز بقایِ تو یاعلیکون و مکان و لوح و سموات و عرش و فرشخلقت شدند جمله زِ رأی تو یاعلیعرش خدا که قلبِ محبان باصفاستبود از نخست منزل و جای تو یاعلیهر دم رسد به گوش دل و جان عاشقانآوایِ عشق و شور و نوای تو یاعلیمستم ز شوق و نغمۀ مستانه میزنمچون بلبلی به باغ صفای تو یاعلیمنصوروار هر که بنوشد شرابِ عشقواقف شود به سرّ خفایِ تو یاعلیباشد مصون ز حیلۀ شیطان و شرّ  نفسهر عاشقی ز لطف و وفای تو یاعلیتسبیحخوان به ...

    ادامه مطلب
  • سلطان ولای دل

  • نیلوبلاگ

    ولّیِ حضرتِ حق مهدی صاحب زمان آیدنشان از بی نشان از عالمِ غیب و نهان آیدنبی خوی و علی صولت ز زهرا عفت و عصمتحَسَن صبر و حسین آیت امامِ انس و جان آیدز سجاد او نشان دارد ز باقر نورِ جان داردز صادق صد بی...

    ادامه مطلب
  • ای رهبر اهل یقین

  • نیلوبلاگ

    ای امام عسکری ای رهبر اهل یقینجلوه ی نور رخت در آسمان و در زمینقائم آل محمد نور جان و دیده اتآشکارا می شود دست خدا از آستینگوهر مقصود دریای ولای حق توئیای امام شیعیان ای رهنمای راه دین...

    ادامه مطلب
  • باشد دلم حیرانِ تو

  • نیلوبلاگ

    شد جلوه گر در جانِ من مهرِ رُخِ تابانِ توای جانِ جانِ انس و جان، صد جان شود قربانِ توای یوسفِ مصرِ دلم، مشکل گشای مشکلممهرِ تو در آب و گلم، در گوشِ جان فرمانِ توای صاحبِ عصر و زمان، ای رهنمایِ شیعیانا...

    ادامه مطلب
  • ذکرِ دل و زبانِ ما، علی علی علی علی

  • نیلوبلاگ

    ذکرِ دل و زبانِ ما، علی علی علی علی مونسِ قلب و جانِ ما، علی علی علی علی در آسمان و در زمین جلوه روی او مبین نورِ دل و روانِ ما، علی علی علی علی جمالِ کعبه یقین، علی امیرِ مومنین ولای او جنانِ ما، علی علی علی علی علیست مظهرِ خدا، علیست رهبرِ ولا نهان و هم عیانِ ما، علی علی علی علی حقیقتِ جهانِ دل، بود ورای آب و گل فروغِ جاودانِ ما، علی علی علی علی جمالِ او جمالِ حق، جلالِ او جلالِ حق حقایقِ بیانِ...

    ادامه مطلب
  • ذکر دلم

  • نیلوبلاگ

    از جامِ می و کوی خرابات گذشتم از ظاهر و تقلید و عبادات گذشتم رندانه زدم گام طلب در رهِ جانان از نیک و بد و حال و کرامات گذشتم هر بوالهوسی واقفِ رازِ دلِ من نیست از زهدِ ریائی و مناجات گذشتم تا داد مرا عشقِ خدا شهپرِ توفیق پَر باز نمودم ز سموات گذشتم چون باخبر از سوز دل و رنج نهانم زین هستی موهوم و مکافات گذشتم از مبدا عشق ازلی دل شده روشن از وسوسه و قال و مقالات گذشتم شد ذکر دلم عشق و محبت همه عمر...

    ادامه مطلب
  • ساغر دل...

  • نیلوبلاگ

    بر رنج و غم دوران می گریم و می خندم در آتش عشق جان می گریم و می خندم بین دو عدم باشم سرگشته و سرگردان گه شادم و گه گریان می گریم و می خندم از سوز درون من آگاه نگردد کس شد شمع دلم سوزان می گریم و می خندم هر موج ز بحر غم صد کشتی جان بشکست در بحر غمش حیران می گریم و می خندم راه دل ما باشد پیچیده تر از هر ره در این ره بی پایان می گریم و می خندم تا شور جنون عشق مجنون جهانم کرد دیوانه و سرگردان می گریم و می خندم صابر ز می عرفان از ساغر دل نوشد گوید به بر رندان می گریم و می خندم...

    ادامه مطلب
  • اهل دل

  • نیلوبلاگ

    چه حاصل است که بعد از وفات من ماند سفینه غزل و شرح حال و دیوانم کنون که زنده و در قید زندگی هستم کسی نگفت که اهل دل و سخندانم خطوط چهره من را ببین و پند بگیر که هست دفتر عمر و کتاب دورانم...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    ساغر دلشاد | ساغر دل | ساغر خاکدان دلیر | پیلاتس ساغر دلشاد | ای ساغر دل شکسته عباس | اهل دل | اهل دل امیر خلوت | اهل دل دو خصلت دارند | اهل دلی میگفت | اهل دلی