خرید بک لینک

صد شکر و سپاس از می و میخانه گذشتیم

از رطل و خم و ساغر و پیمانه گذشتیم

در وادی پُر شورِ جنون پای نهادیم

دیوانهدل از کعبه و بتخانه گذشتیم

دیدیم جهان قصه و افسانه و وهم است

از قصه و اندیشه و افسانه گذشتیم

ما برتر و بالاتر از اوهام و خیالیم

از کعبه و دیر و حرم و خانه گذشتیم

مستیم و خرابیم ز 1 1

از هر دو جهان سرخوش و مستانه گذشتیم

گویند که حُکمی نبود بهرِ مجانین

از جان و جهان واله و دیوانه گذشتیم

در مکتبِ دل یک الف از عشقِ تو خواندیم

از هستی موهوم، حکیمانه گذشتیم

بگذشته زخود صابرِ کرمانی مفتون

گوید ز خود و بیخود و بیگانه گذشتیم


برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۵۹۴

برچسب: نویسنده: سام رادمنش تاريخ: پنجشنبه 10 اسفند 1402 ساعت: 14:18

صفحه بندی