صابر كرماني

متن مرتبط با «یاد دوست» در سایت صابر كرماني نوشته شده است

خیالِ دوست

  • نیلوبلاگ

    هر که دم زد از محبت آشنائی بیش نیستاین زمان مهر و محبت، ماجرائی بیش نیستبا خیالِ دوست روز و شب به سر بردن خوش استورنه این دنیای فانی، غمسرائی بیش نیستانعکاسِ صوت باشد در فضای این جهانهر چه در گوش تو میپیچد صدائی بیش نیستبر سرِ خوانِ جهان میر و گدا، پیر و جوانهر که را بینی گدای بینوائی بیش نیستنغمه و آواز و ساز و چنگ و رود و تار و نیگر شود تکمیل در عالم، نوائی بیش نیستصابرا شعرِ روانت در خور هر فهم نیستهر چه میماند ز گفتارت، ندائی بیش نیستبرچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۱۳۰ بخوانید...

    ادامه مطلب
  • فردا به پیشگاهِ حقیقت ز لطفِ دوست...

  • نیلوبلاگ

    ای دل بیا که تا به پناهِ خدا رویمسوی خدای هر دو جهان بی ریا رویمبا خضرِ عشق هم سفرِ مُلکِ دل شویماز خود رها به جانبِ آبِ بقا رویماز جان گذشته خرم و دلشاد و کامراندر بحرِ پُر تلاطمِ عشقِ خدا رویمعمر و ...

    ادامه مطلب
  • رازِ دوستی

  • نیلوبلاگ

    مست و خراب باده گلفام گشته ایمآسوده دل ز غصه ایام گشته ایمدیدیم خاص و عام مقید به شهرتنداز نام هم گذشته و بد نام گشته ایمخو کرده ایم با دلِ دیوانه روز و شبفارغ ز فکرِ اول و فرجام گشته ایمجز شورِ عشق د...

    ادامه مطلب
  • یاد دوست

  • نیلوبلاگ

    امشب به یاد دوست چو پیمانه می زنم دست طلب به دامن جانانه می زنم سر می نهم به خاک ره پیر می فروش من بوسه ها به درگه میخانه می زنم تا آشنای عشق شدم غافلم ز خویش هر صبح و شام نغمه مستانه می زنم تا بوریای فقر بود مسندم، بدان پا بر بساط و حشمت شاهانه می زنم تا هست روح در بدن و جان به قالبم دم از وفای دوست صمیمانه می زنم دل گشته است مخزن راز و صفای عشق کی دم ز حرف و قصه و افسانه می زنم صابر شدم به گوشه غم می برم پناه از جام عشق، باده صبحانه می زنم...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    یاد دوست شعر | یاد دوست | یاد دوستان | یاد دوستان از دست رفته | ياد دوست | یاد دوستان قدیمی | یاد دوستان شعر | ياد دوستان | یاد دوستان قدیمی بخیر | یاد دوست از دست رفته