
در کشور عشق شاه جان است حسیندر جسم جهان روح و روان است حسین مظلوم و شهید و شاهد و مشهود استشاهنشه قلب شیعیان است حسین...
ادامه مطلب
ای نور حقیقت ز جمال تو هویداای مظهر حق بوده رخت همچو مسیحا ای جان جهان تشنهلب دشت حوادثای لعل لبت آب بقا، رهبر و مولاای حسن رخت آئینه ذات الهیای سرو قدت شاخه طوبی دل ماای عشق تو افکنده شرر در همه عالمای لطف تو باشد به سر خلق به هر جاای برتر از اندیشه و افکار خلایقای متصل غیب توئی اصل تولاای دین خدا از تو بسی یافته رونقای نور ولا گشته ز روی تو هویداهم شاهد و مشهود و شهیدابنشهیدیسرور به شهیدان جهان والی و والاجوشان به جهان خون تو تا روز قیامتای رهبر خوبان ز تو روشن شده دلهاصابر ز حسینابنعل...
ادامه مطلب
اِنـصــاف نـبــاشـد كـه تــو مــا را نشانسي ايـن كشتــهي احـساس و بـلا را نشناسي بازيــچـهي اطفــال و پــــريشـان ز مـلالـــم ديـــوانـــهي اَنگشت نــمــــا را نشنـــاسياز مكــر و فريبِ تــو دلم غرقهي خون استدلســوختـــهي عشـق خـــدا را نشناسي آرام نـــــدارم نَـفـسي مـــحــوِ جــنــونـــمايـن دلــشــدهي بـــيسرو پا را نشناسي كس با خبـر از وحشتِ تنهائي مــن نيست غـــمپـَــرورِ آغـــــوشِ جــفــا را نشنـاسي من بحرِ پر از جـوش و خروشِ غــمِ عشقم ايـــن عاشـقِ با مـهــر و وفــا را نشناسيافسون شدهٌ چشمِ سيه مستِ تـو باشم سَـــرمسـتِ خـــرابــاتِ صفــا را نشناسيايـن درد مـرا كُشت كـه نشناخت مـرا كس ز آن نيـز بَتـَــر چــونكه تـــو مـا را نشناسيمــن زنـده بــــراي دلِ شـــوريـــده ســرانم آوارهي ...
ادامه مطلب
جلوه حق روی دلربای حسین استرشک جنان خاک کربلای حسین استشد ز قیامش قیام عشق به عالمسروچمان قامت رسای حسین استقبله جان است بزم معرفت اوعارف روشنروان فدای حسین استمعنی سعی و منا طواف حریمشکعبه دل کوی باصفای حسین استعشق خدا ساری است در همه ذراتعشق و حقیقت شعار و رای حسین استمعنی دیدار حق تجلی آن شاهدر همه جا جلوهگر لقای حسین استعرش چه باشد مقام قدس و محبتجان که مقدس شد آشنای حسین استپرچم آزادگی و حکمت و تقویبر زبر کاخ اعتلای حسین استاینکه حسین از من است و من ز حسینمگفته شایسته نیای حسین استصابر کرمانی از صفای دل و جاننغمه مستانهاش ثنای حسین استبرچسبها: زندگانی چهارده معصوم علیهمالسّلام, صفحات ۱۴۵ و ۱۴۶ بخوانید...
ادامه مطلب
ای نور حقیقت ز جمال تو هویداای مظهر حق بوده رخت همچو مسیحاای جان جهان تشنهلب دشت حوادثای لعل لبت آب بقا، رهبر و مولاای حسن رخت آئینه ذات الهیای سرو قدت شاخه طوبی دل ماای عشق تو افکنده شرر در همه عالمای لطف تو باشد به سر خلق به هر جاای برتر از اندیشه و افکار خلایقای متصل غیب توئی اصل تولاای دین خدا از تو بسی یافته رونقای نور ولا گشته ز روی تو هویداهم شاهد و مشهود و شهیدابنشهیدیسرور به شهیدان جهان والی و والاجوشان به جهان خون تو تا روز قیامتای رهبر خوبان ز تو روشن شده دلهاصابر ز حسینابنعلی فیض و عطا یافتآسوده خیالست ز هر میل و تمنّابرچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۲ بخوانید...
ادامه مطلب
ای جلالِ کبریائی از وجودت آشکارای جمالِ ذاتِ حق ای مُلکِ دل را شهریارای حسینبنعلی ای منبعِ جود و سخاای رخِ نورانیت آئینهدارِ کردگارای که عشقت بُرده صبر و طاقت از پیر و جوانای که نامِ نامی تو در دو عالم پایدارای که حُسنِ عالمافروزت بهسانِ نورِ طورموسی جان را نموده از تجلی نورباردر شجاعت ای ولیالمومنین باشی شهیرچون تو جانباز و فداکاری ندیده روزگاردر سخاوت شهره و ضربالمثل در خاص و عامدر رشادت نیست مانندت توئی عالممدارنغمههایت دلنشین و خطبههایت آتشینای عزیزِ فاطمه ای پیشوای نامدارروی دستت شد شهید آن کودکِ پاک و رضیعبوده صبر و طاقتت مانند کوهی استواریکصد و هفتاد و دو جانباز در راهت شهیدگر چه شد مشهور هفتاد و دو تن ای گلعذارنوجوانانِ بنیهاشم ز عشقت جان فداحضرتِ عباس در دشتِ بلا شد جاننثارخواهرانت ...
ادامه مطلب
ای جلالِ کبریائی از وجودت آشکارای جمالِ ذاتِ حق ای مُلکِ دل را شهریارای حسین بن علی ای منبعِ جود و سخاای رخِ نورانیت آئینه دارِ کردگارای که عشقت بُرده صبر و طاقت از پیر و جوانای که نامِ نامی تو در دو ...
ادامه مطلب
سالکی نامش حسین بن حبیبدستِ او باشد به دامانِ طبیبآن طبیبِ معنوی سلطانِ دینجلوه حق نورِ سبحانِ مبینحضرتِ صاحب زمان را دیده استبر سرابِ این جهان خندیده استاز ولی الله خواهد روز و شبوارهد زین مُلکِ پُر ...
ادامه مطلب
سالکی نامش حسین بن حبیبدستِ او باشد به دامانِ طبیبآن طبیبِ معنوی سلطانِ دینجلوه حق نورِ سبحانِ مبینحضرتِ صاحب زمان را دیده استبر سرابِ این جهان خندیده استاز ولی الله خواهد روز و شبوارهد زین مُلکِ پُر ...
ادامه مطلب
ای جلالِ کبریائی از وجودت آشکار ای جمالِ ذاتِ حق ای مُلکِ دل را شهریار ای حسین بن علی ای منبعِ جود و سخا ای رخِ نورانیت آئینه دارِ کردگار ای که عشقت بُرده صبر و طاقت از پیر و جوان ای که نامِ نامی تو در دو عالم پایدار ای که حُسنِ عالم افروزت به سانِ نورِ طور موسی جان را نموده از تجلی نور بار در شجاعت ای ولی المومنین باشی شهیر چون تو جانباز و فداکاری ندیده روزگار در سخاوت شهره و ضرب المثل در خاص و ع...
ادامه مطلب
جلوه حق روی دلربای حسین است رشک جنان خاک کربلای حسین است شد ز قیامش قیام عشق به عالم سرو چمان قامت رسای حسین است قبله جان است بزم معرفت او عارف روشن روان فدای حسین است معنی سعی و منا طواف حریمش کعبه دل کوی باصفای حسین است عشق خدا ساری است در همه ذرات عشق و حقیقت شعار و رای حسین است معنی دیدار حق تجلی آن شاه در همه جا جلوه گر لقای حسین است عرش چه باشد مقام قدس و محبت جان که مقدس شد آشنای حسین است پ...
ادامه مطلب
سلطانِ عشق، تشنه لبِ کربلا حسین تن چاک چاک از ستمِ اشقیا حسین والی امر بودی و تسلیمِ کردگار ای مظهرِ خدا ولی و رهنما حسین سر حلقه تمامِ شهیدانِ عالمی ای نورِ غیب و رحمت بی انتها حسین مانند تو نبوده کسی در جهان و نیست ای پرده دارِ کعبه صدقِ خدا حسین اسلام رونقش ز وجودِ تو بوده است در راهِ دین ز نورِ یقین جانفدا حسین یارانِ باوفای تو از جان گذشته اند مراتِ ذاتِ حق به زمین و سما حسین در هر مُحرم از غ...
ادامه مطلب
شعله عشق، عالم افروزست شرح حال حسین جانسوزست کربلا دشت امتحان بودست قتلگاه بسی جوان بودست نعش خوبان به خاک و خون غلطان کوچک و هم بزرگ بد عطشان کودک و نوجوان، صغیر و کبیر کشته عشق و بسته زنجیر ظالمان، ظلم و کین ز حد بردند دل اطفال را بیازردند زنده ماند آن حماسه تاریخ شور هر جان حماسه تاریخ تا ابد شور عشق او برپاست رهبر راه دین، ولی خداست آنکه در ملک معرفت مولاست مظهر غیب و سیدالشهداست آنکه آئینه خدا باشد حاکم و آمر قضا باشد متصرف به عالم ایجاد خلق را حکمتش نمود ارشاد بر سر خوان او ز خاص و عوام ریزه خوارند تا به یوم قیام صابر از جان و دل حسین گویان در دل او...
ادامه مطلب
چیست عاشورا ندای انقلاب راه حق جویی برای شیخ و شاب چیست عاشورا صدای اتحاد از برای اهل ایمان و رشاد چیست عاشورا سخن از شور عشق جلوه نور خدا در طور عشق چیست عاشورا شهادت با یقین از برای سالکان راه دین چیست عاشورا به حق پرداختن با همه رنج و مصائب ساختن چیست عاشورا فغان و العطش طفل کوچک تشنه لب بنموده غش چیست عاشورا قیام آن حسین گوش جان پر از پیام آن حسین چیست آن گلهای پرپر روی خاک عاشقان از نیزه و خنجر هلاک کیست آن، جسم پر از زخم ستم قاسم آن رعنا جوان دشت غم کیست آن، آئینه ایزدنما روی رخشان حسین، آن رهنما کیست آن، بیمار محزون غمین حضرت سجاد، زین العابدین کی...
ادامه مطلب
یا حسین شور قیامت در جهان افکنده ای غلغله در چار ارکان جهان افکنده ای مشعل عشقت همیشه روشن است و جاودان شعله سوزان به جان این و آن افکنده ای پرده دار عالم غیب و شهودی یا حسین در همه خلق جهان شور نهان افکنده ای از لبت آب بقای معرفت جوشان بود شور در جان و روان انس و جان افکنده ای با لبان تشنه جان دادی کنار نهر آب التهابی در دل پیر و جوان افکنده ای سرفراز هر دو عالم ای امیر ملک عشق از قیام خویش در دلها فغان افکنده ای مفتخر هر کس که باشد پیرو راه ولا انقلابی غم فزا در هر زمان افکنده ای صابرا شمس ولا از مشرق جان می دمد با نوا و شعر شیوا، شور جان افکنده ای...
ادامه مطلب
سلطان عشق، تشنه لب کربلا حسین تن چاک چاک از ستم اشقیا حسین والی امر بودی و تسلیم کردگار ای مظهر خدا ولی و رهنما حسین سر حلقه تمام شهیدان عالمی ای نور غیب و رحمت بی انتها حسین مانند تو نبوده کسی در جهان و نیست ای پرده دار کعبه صدق خدا حسین اسلام رونقش ز وجود تو بوده است در راه دین ز نور یقین جانفدا حسین یاران باوفای تو از جان گذشته اند مرات ذات حق به زمین و سما حسین در هر محرم از غم تو محشری به پاست جان روشن از ولای تو اصل ولا حسین صابر نهاده سر بدر آستانه ات بنما نظر به خسته دلی مبتلا حسین...
ادامه مطلب
ای جلال کبریائی از وجودت آشکار ای جمال ذات حق ای ملک دل را شهریار ای حسین بن علی ای منبع جود و سخا ای رخ نورانیت آئینه دار کردگار ای که عشقت برده صبر و طاقت از پیر و جوان ای که نام نامی تو در دو عالم پایدار ای که حسن عالم افروزت به سان نور طور موسی جان را نموده از تجلی نور بار در شجاعت ای ولی المومنین باشی شهیر چون تو جانباز و فداکاری ندیده روزگار در سخاوت شهره و ضرب المثل در خاص و عام در رشادت نیست مانندت توئی عالم مدار نغمه هایت دلنشین و خطبه هایت آتشین ای عزیز فاطمه ای پیشوای نامدار روی دستت شد شهید آن کودک پاک و رضیع بوده صبر و طاقتت مانند کوهی استوار...
ادامه مطلب
ای نور حقیقت ز جمال تو هویدا ای مظهر حق بوده رخت همچو مسیحا ای جان جهان تشنه لب دشت حوادث ای لعل لبت آب بقا، رهبر و مولا ای حسن رخت آئینه ذات الهی ای سرو قدت شاخه طوبی دل ما ای عشق تو افکنده شرر در همه عالم ای لطف تو باشد به سر خلق بهر جا ای برتر از اندیشه و افکار خلایق ای متصل غیب توئی اصل تولا ای دین خدا از تو بسی یافته رونق ای نور ولا گشته ز روی تو هویدا هم شاهد و مشهود و شهید ابن شهیدی سرور به شهیدان جهان والی و والا جوشان به جهان خون تو تا روز قیامت ای رهبر خوبان ز تو روشن شده دلها صابر ز حسین ابن علی فیض و عطا یافت آسوده خیالست ز هر میل و تمنا...
ادامه مطلب