
از فروغِ عشقِ رویت گشته روشن قلب و جانمغیرِ نامِ نامیت نامی نیاید بر زبانمچهرهات تابنده شد در آسمانِ خاطرِ مننور میبخشد رُخِ ماهِ مُنیرت در نهانمتکیه بر تختِ ولایت دادهای، ای رهبرِ دلنور میبخشی به قلب و روح و جان، ای جانِ جانمدر وجودِ مستعد بخشی اثر ای مظهرِ حقمنبعِ فیض و عطائی دلنوازِ دلستانمهر سخن کز دل برآید وصفِ رویت را بگویدمدحِ رخسارِ تو باشد مطلعِ شعرِ روانمصابرم در وادی آوارگی آواره باشمرحمکن بر من که مجنوندل اسیر و ناتوانمبرچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۵۳۹ بخوانید...
ادامه مطلب
ماهِ تابانِ برجِ زیبائیمینمائی بسی دلآرائیدلِ عاشق ز آتشِ عشقتگشته چون لالههای صحرائیای خداوندِ مُلکِ حُسن و جمالبر تو زیبد جمال و زیبائیهر که بیند فروغِ رویت رامیکند عاشقی و شیدائیاز تو در بوستان و گلشنِ نازسرو آموخت درسِ رعنائیهر که بیند تو را شود مجنونمظهرِ آن و حُسنِ لیلائیاز فراقِ تو صابرِ بیدلبنهد سر به کوی رسوائیبرچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۷۸۰ بخوانید...
ادامه مطلب
هلالِ ماهِ شعبان شد عیان دلها منور شدمشامِ جان ز عطرِ معنوی هر دم معطر شدبه شعبان المعظم چار مولودِ مبارک بینحسین بن علی، آئینه دارِ حیِّ داور شدبه روزِ سوم شعبان قدم بنهاد در عالمبه سالِ چارم هجری جه...
ادامه مطلب
از فروغِ عشقِ رویت گشته روشن قلب و جانم غیرِ نامِ نامیت نامی نیاید بر زبانم چهره ات تابنده شد در آسمانِ خاطرِ من نور می بخشد رُخِ ماهِ منیرت در نهانم تکیه بر تختِ ولایت داده ای، ای رهبرِ دل نور می بخشی به قلب و روح و جان، ای جانِ جانم در وجودِ مستعد بخشی اثر ای مظهرِ حق منبعِ فیض و عطائی دلنوازِ دلستانم هر سخن کز دل برآید وصفِ رویت را بگوید مدحِ رخسارِ تو باشد مطلعِ شعرِ روانم صابرم در وادی آوارگی...
ادامه مطلب
امروز به حمدلله دلشادم و خندانم می رقصم و می خندم سرمست و غزلخوانم پیمانه به کف آمد ساقی به بَرَم بنشست ز آن باده بنوشیدم مسرور شدی جانم دریای روانِ من موّاج نمی باشد فارغ ز غم و حرمان، آسوده ز طوفانم گلهای امیدِ دل امروز طراوتزاست در سیر و صفای جان، در باغ و گلستانم ذراتِ وجودم را روشن ز محبت کرد آن ماهِ درخشانم آن مهرِ فروزانم هر روز بود نوروز گر شاد بود روحم باشد شبِ قدرِ من وصلِ رُخِ جانانم این لحظه به دل دارم آرامش و آسایش چون کوه بود محکم از عشقِ تو پیمانم صابر غزلِ نغزت امروز اثر دارد با اهلِ صفا گفتی مست از میِ عرفانم برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۵۳۳...
ادامه مطلب