خرید بک لینک

خواهی که شوی عارف از جان و جهان بگذر

تا اینکه شوی واقف بر رازِ دل و دلبر

از جسم ضعیفم لیک از روح قوی باشم

در ظرف نمیگنجد دریای پر از گوهر

نی طالبِ دنیایم نی مایلِ عقبایم

من عاشقِ مولایم، از 1 1

از دامِ هوس جستم از وحشت و غم رستم

بر لطفِ خدا بستم، جان و دل پُر اخگر

پُر از می عرفان کن پیمانه جانم را

ای ساقی فرخپی ای شاهِ دل و سرور

ره سوی خدا باشد از راهِ ولای تو

نی راهِ خیالات این مردمِ افسونگر

آشوبِ قیامت را دیدم ز قیامِ تو

ای دلبر زیبارو، ای شاهدِ سیمینبر

شد قصه عشقِ من ضربالمثلِ عالم

از پرتوِ رخسارِ معشوقه مهمنظر

صابر ز می عشقت مست است و خراباتی

نوشد می نابِ عشق از جام و خُم و ساغر


برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۳۱۴

برچسب: نویسنده: سام رادمنش تاريخ: پنجشنبه 29 ارديبهشت 1401 ساعت: 19:17

صفحه بندی