
سلطان ملک ارتضا، مولی علی موسی الرضاآئینه ذات خدا، مولی علی موسی الرضابحر کرم، کان عطا، سر حلقه اهل ولادر امر او بودی قضا، مولی علی موسی الرضاآن رهبر راه یقین مسموم زهر ظلم و کینبر امر حق بودی رضا، مو...
ادامه مطلب
با داشتنِ میل و هوس بی هوسم من با ناله و اندوه و محن هم نفسم من سرمست ز دیدارم و پیمانه کش عشق فارغ ز میِ شهوت و میل و هوسم من صیاد مکن سعی که پرواز نمایم عمریست گرفتار به کُنجِ قفسم من ای قافله سالارِ غمِ عشق، نما رحم از قافله عشق تو وامانده کسم من در دیده صاحب نظران شاخِ امیدم هر چند که بی قدر تر از خار و خسم من در قافله عمر ز دل ناله برآمد آهسته که دلخسته ز بانگِ جرسم من صابر شده ام آتشِ عشق اس...
ادامه مطلب
سلطان ملک ارتضا، مولی علی موسی الرضا آئینه ذات خدا، مولی علی موسی الرضا بحر کرم، کان عطا، سرحلقه اهل ولا در امر او بودی قضا، مولی علی موسی الرضا آن رهبر راه یقین مسموم زهر ظلم و کین بر امر حق بودی رضا، مولی علی موسی الرضا موسی بن جعفر آن پدر، میر امم، فخر بشر دل یافت از نورش جلا، مولی علی موسی الرضا سال محق مولود او، تابان رخ مسعود او دریای رحمت از سخا، مولی علی موسی الرضا مولود یا ذیقعده دان، بد نام مادر خیزران سلطان اقلیم صفا، مولی علی موسی الرضا هم نجمه و هم باهره، مادر ملقب طاهره باشد امام الاتقیا، مولی علی موسی الرضا میرولا، فاضل رضی، صابر، وفی باصفا القاب آن ایزدنما، مولی علی موسی الرضا ...
ادامه مطلب