
جلوهگر شد در جهان و جان جمال فاطمهبرتر از توصیف ما باشد کمال فاطمهدختر ختم رسولان همسر سلطان جانمهر تابان سپهر دل جمال فاطمهعصمت و عفت جلال و قدر و لطف و معرفتهست مجموع کمالات و خصال فاطمهخطبههایش آتشین و نغمههایش دلنشینشور برپا کرد گفتار و مقال فاطمهروح حساسش ز طوفان حوادث صدمه دیدبود بیحد غصه و رنج و ملال فاطمهماورای فکر مردم بود فکر و درک اودر تلاطم بود دریای خیال فاطمهمحور فکر و خیالش ذات پاک کردگارجذبه عشق الهی شور و حال فاطمهبعد پیغمبر دلش در آتش هجران گداختکس نشد آگه ز سوز و اشتعال فا...
ادامه مطلب
دخترِ شاهِ ولایت مونسِ جان زینب استیارِ سلطانِ شهیدان مهرِ تابان زینب استصبرِ او ضربالمثل باشد در این عالم بداناسوهای بهر زنان، در مُلکِ ایمان زینب استدر وفاداری نمیباشد نظیرش در جهانگوهرِ مقصود بحرِ عشق و عرفان زینب استپرورش او یافت در دامانِ مهرِ فاطمهآن ولیه، پرتوی از نورِ ایقان زینب استاز پدر بردی شهامت ارث را با شورِ عشقدر جهانِ معرفت، تابان و رخشان زینب استصابرا دستِ توسل زن به دامانِ علیصابره، مظلومه و آرامِ خوبان زینب استبرچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۴۵ بخوانید...
ادامه مطلب
مظهرِ حق جانشین مصطفی باشد علیرهبر راه حقیقت رهنما باشد علیبا ولای آن ولی کامل شود ایمان غیبدر جهان و جان امام و پیشوا باشد علیعارف سالک زند دست طلب بر دامنشرهنمای انبیا سِر خدا باشد علیجلوه میبخشد جمالش در وجود و روح و جانسَرور روحانیان ایزدنما باشد علیخضر از آب حیاتِ عشق او سیرآب شدساقی سرچشمهٔ آب بقا باشد علیکسب نور معرفت بنما ز نور جان اودر سماء معرفت بدر صفا باشد علیگر وفا جویی وفا از منبع فیضش طلبگوهر مقصود دریای وفا باشد علیگفت جبریل امین در گوشِ هوش مصطفیشاه ملک لافتی و آنِ ما باشد علیدر حدیث و در خبر آمد بعنوان جلیقاسمالارزاق سلطان و گدا باشد علیدر غدیر خم، علی سلطان مخلوقات شدگوهر مقصود دریایِ وفا باشد علیخاکسار درگه احسان و لطفش حاتم استز امر یزدان قلزم جود و عطا باشد علیلافتی الا...
ادامه مطلب
هلالِ ماهِ شعبان شد عیان دلها منور شدمشامِ جان ز عطرِ معنوی هر دم معطر شدبه شعبانالمعظم چار مولودِ مبارک بینحسینبنعلی، آئینهدارِ حیِّ داور شدبه روزِ سوم شعبان قدم بنهاد در عالمبه سالِ چارم هجری جهان پر عطر و عنبر شدبه روزِ چارمِ شعبان ز هجرت بیست و شش بودیکه عباسِ دلاور جلوهگر چون ماهِ انور شدبه روزِ پنجمِ شعبان علی سجاد، جانِ جانبه سال سی و هشت، از روی او عالم منور شدبه روزِ پانزده از ماهِ شعبان، حجت قائمبیامد در جهان سلطانِ خوبان، دادگستر شدبگوشِ هوش آمد این ندا از مهدیِ دورانعدد تاریخ، سالِ اطهرم، جانم مطهر شدپدر باشد حسن آن مادرِ والای او نرجسگلستانِ محبت عطرگین از مشکِ اذفر شدبه شادی کوش و با وجد و طرب با عزتِ تقویکه در دل چهره رخشانِ مهرِ جان مصوّر شدز نورِ دل صفای باطن ار داری، نما شا...
ادامه مطلب
ولّیِ حضرتِ حق مهدی صاحب زمان آیدنشان از بی نشان از عالمِ غیب و نهان آیدنبی خوی و علی صولت ز زهرا عفت و عصمتحَسَن صبر و حسین آیت امامِ انس و جان آیدز سجاد او نشان دارد ز باقر نورِ جان داردز صادق صد بی...
ادامه مطلب
سلطان عشق، تشنه لب کربلا حسین تن چاک چاک از ستم اشقیا حسین والی امر بودی و تسلیم کردگار ای مظهر خدا ولی و رهنما حسین سر حلقه تمام شهیدان عالمی ای نور غیب و رحمت بی انتها حسین مانند تو نبوده کسی در جهان و نیست ای پرده دار کعبه صدق خدا حسین اسلام رونقش ز وجود تو بوده است در راه دین ز نور یقین جانفدا حسین یاران باوفای تو از جان گذشته اند مرات ذات حق به زمین و سما حسین در هر محرم از غم تو محشری به پاست جان روشن از ولای تو اصل ولا حسین صابر نهاده سر بدر آستانه ات بنما نظر به خسته دلی مبتلا حسین...
ادامه مطلب