
مگر امشب به بالینم بت طناز می آید به گوش آوای ساز و نغمه آواز می آید کبوتر وار میلرزد دلم از بازِ حسن او که باز از بهرِ صیدِ دل بسویم باز می آید گشوده بال و پر حسنش برای صیدِ مرغ دل چو شهبازی ببام عشق در پرواز می آید فروغ و جلوه دارد جمال عالم آرایش برای صیدِ مرغ دل بسی طناز می آید به رنج و غصه دمسازم زبانزد میشود رازم که آن دلدار طنازم به غنج و ناز می آید ندارد جان و سر قدری نثار مقدمش گردد بخیر مقدمش کوشم که یارم باز می آید جمال عشق میتابد بجان و خاطر صابر فروزان شد دل و جانش مهی دمساز می آید برچسبها: خیرمقدم, گذری بر دیوان صابر کرمانی, غزلیات...
ادامه مطلب